محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

53

كتاب الجغرافية ( فارسى )

داناتر است . امّا شيوهء شكار گوهر ، براى كسى كه مىخواهد بايد براى شكار به ژرفاى دريا برود صندوقى چوبى شبيه به تابوت ساخته مىشود كه قاعدهء آن پهن و بالاى آن به اندازهء نشستن يك مرد ، تنگ است و در قسمت پايين آن اشياى سنگين قرار مىدهند . اين صندوق دو آستين از پوست در دو طرفش دارد كه به هر آستين يك ظرف پشمى آويزان است . مرد در حالى كه خود را با قير و پيه اندود كرده است در آن صندوق وارد مىشود . در بالاى صندوق ريسمانى است كه پس از آن‌كه مرد داخل صندوق شد و دست‌هايش را از آستين‌ها بيرون آورد و آن‌ها را به داخل صندوق پيوند زد [ متصل كرد ] به كمك آن در آب انداخته مىشود . چون صندوق به واسطهء سنگينىاش به كف دريا رسيد مرد دستش را دراز مىكند و آن‌چه از صدف مىيابد در ظرف ( پشمى ) قرار مىدهد تا آن دو ظرف پر شوند ، سپس صندوق را حركت مىدهد و ريسمان در سطح آب حركت مىكند و رفقايش او را بالا مىكشند ، صدف‌ها را گرفته و پانزده روز در اطاقى قرار مىدهند تا آبشان بخشكد و جانورشان بميرد . آن‌گاه صدف باز مىشود و گوهر از درون آن مىافتد و صدف پيوسته پوسته مىشود تا اين‌كه از آن چيزى باقى نمىماند . از آن صدف‌ها چيزى درست مىكنند كه در زبان چينى به آن بيدوق مىگويند و آن گوهر نيست ، زيرا گوهر سخت است و اين بيدوق نرم است و با دست تكه‌تكه مىشود و خداوند تعالى داناتر است . ما گوهر و پيدايش آن را بيان كرديم و در كتاب جغرافيا آن را به تصوير كشيده‌ايم . عنبر 34 - همچنين از سواحل اين جزيره [ پ v 10 ] چهارپايان عنبر بيرون مىآيند كه به صفت ماهيان بزرگ‌اند . طول اين‌جاندار چهل ذراع و بيش‌تر و عرض